فلسطين شاعر محبوبش را از دست داد





محمود درويش - شاعر ملي فلسطين - كه بسياري از فلسطينيان شعرهاي او را صداي مشقتهاي خود ميدانستند، روز گذشته (شنبه، 19 مرداد) پس از يك عمل جراحي قلب در تگزاس آمريكا در سن 67سالگي درگذشت.
به دنبال اعلام خبر درگذشت محمود درويش، محمود عباس - رييس تشكيلات خودگردان فلسطين - براي احترام به اين شاعر، سه روز عزاي عمومي در فلسطين اعلام كرد.
او در پيامي عنوان كرد: «درگذشت شاعر بزرگ ما، محمود درويش، يك عاشق فلسطين، پيشگام پروژهي فرهنگي فلسطين معاصر و يك رهبر ملي بزرگ، ما را در زندگي ملي، فرهنگي و سياسي با مشكل مواجه خواهد ساخت.»
وي افزود: «از بيان اينكه چهقدر از مرگ او، قلبهاي ما متأثر شده است، عاجزيم. محمود! خدا ما را در غم از دست دادن تو كمك كند.»
ماه گذشته، محمود درويش كه تا آنزمان دو بار تحت عمل جراحي قلب قرار گرفته بود، از وخامت وضعيت جسماني خود خبر داد، تا اينكه روز چهارشنبه در هوستون آمريكا تحت عمل جراحي قلب قرار گرفت؛ اما به علت عارضههاي شديد پس از عمل، از دنيا رفت.
به گزارش رويترز، مرگ انساني كه زندگي و شعرهايش را وقف نبرد براي تولد دوبارهي فلسطين كرد، اكنون بسيار بيشتر از زماني احساس ميشود كه اولين مجموعهي شعر او در سال 1960 توانست محبوبيت بسياري در نزد مردم پيدا كند.
در پي اعلام خبر درگذشت محمود درويش در تگزاس آمريكا، بسياري از مردم با چشماني اشكبار در خيابانهاي تاريك رامالله فلسطين جمع شدند. اين شاعر محبوب پس از بازگشت از يك تبعيد طولاني در دههي 90، در اين شهر كرانهي باختري زندگي ميكرد.
تلويزيون فلسطين روز گذشته با قطع ناگهاني برنامههاي خود، خبر درگذشت درويش را اعلام كرد و با نمايش فيلمي از او، برخي از شعرهايش را خواند. مقامات فلسطيني اعلام كردند كه پيكر محمود درويش براي خاكسپاري به رامالله بازگردانده خواهد شد.
محمود درويش در بسياري از شعرهاي خود غم و رنج فلسطينيان و مشقتهاي آنان را در رويارويي با اشغالگريهاي رژيم صهيونيستي بهتصوير كشيده، كه مورد تمجيد مردم نسلهاي مختلف قرار گرفته است.
او كه بيش از 30 كتاب شعر به چاپ رسانده، مضامين شعرهايش را اغلب تبعيد، آوارگي و عشق به سرزمين فلسطين قرار داده بود.
ماه گذشته، محمود درويش در يك مراسم شعرخواني در رامالله حضور يافت و چندين هزار فلسطيني را گرد هم آورد و ميليونها نفر نيز از طريق پخش تلويزيوني، مراسم را تماشا كردند. وي در بخشي از اين مراسم با اشاره به اينكه سرودههاي جديدش حاوي احساس اميدواري عميقي آميخته با طعنه و كنايهها هستند، گفت: «اين طعنه و كنايهها به من كمك ميكنند تا با خشونت واقعيتي كه با آن زندگي ميكنيم، كنار بيايم، درد اين زخمها را فرومينشانند و مردم را ميخندانند.»
درويش كه در دوران حيات خود بارها به خاطر شعرهايش انتقادآميزش به زندان انداخته شده بود، در سال 1971 به اتحاد جماهير شوروي سابق رفت و در مكانهاي متعددي چون: قاهره، بيروت، تونس و پاريس زندگي كرد.
محمود درويش در طول سالها فعاليت ادبي خود جوايز متعددي را بهدست آورده بود كه از آن جمله ميتوان به جايزهي لوتوس از اتحاديهي نويسندگان آفريقا و آسيا در سال 1969، جايزهي صلح لنين از اتحاد جماهير شوروي سابق در سال 1983، نشان عالي ادبيات و هنر فرانسه در سال 1993 و جايزهي جشنوارهي جهاني شعر استروگا در سال 2007 اشاره كرد. آثار او به 20 زبان دنيا ترجمه شدهاند.
آخرين مجموعهي شعر اين شاعر محبوب، «احساس پروانهها» بود كه در سال 2008 منتشر شد. تأثيرگذاري او ميان فلسطينيان بسيار زياد بود و در سال 1988، بيانيهي استقلال فلسطين را نوشت، كه توسط ياسر عرفات - رهبر وقت فلسطين - خوانده شد.
سرودههاي اين شاعر، احساسات برخي از مقامات رژيم صهيونيستي را نيز برانگيخته بود؛ بهطوريكه در سال 2000، وزير آموزش وقت رژيم صهيونيستي پيشنهاد كرد كه برخي از شعرهاي محمود درويش در برنامهي درسي دبيرستانهاي اسراييل گنجانده شود، كه با مخالفت نخستوزير رژيم صهيونيستي مواجه شد.
دو شعر از محمود درویش
باقيمانده يک زندگي
اگر کسي به من ميگفت:
تا عصر خواهيد مُرد
تا آن موقع چکار خواهيد کرد؟
نگاهي به ساعت مچيام ميانداختم
يک ليوان آبميوه ميخوردم
يک گاز به سيب ميزدم
مدتي طولاني خيره ميشدم به مورچهاي که غذايش را پيدا کرده
بعد به ساعتم نگاه ميکردم
آنقدر وقت داشتم که ريشم را بتراشم
و بپرم توي حمام و از ذهنم بگذرد:
«بايد خودم را براي نوشتن آراسته کنم
پس بهتر است لباس آبيام را بپوشم»
تا ظهر مينشستم پشت ميزتحريرم
اما خبري از جاري شدن کلمات رنگارنگ نميشد
سفيد،سفيد،سفيد...
آخرين ناهارم را اماده ميکردم
دو تا گيلاس مشروب آماده ميکردم:يکي براي خودم
يکي هم براي مهماني که بدون قرار قبلي خواهد آمد
بعد چرتي ميزدم
اما خروپفم بيدارم ميکرد...
به ساعتم نگاه ميکردم
وقت براي مطالعه بود
فصلي از کمدي الهي دانته را ميخواندم
و نيمي از شعري از معلقات سبع نوشته ي امروالقيس* را
و نگاه مي کردم که چطور
زندگي از من رخت ميبندد
و به ديگران داده ميشود
اما نميپرسيدم چه کسي
آنچه را که خالي شده
پُر ميکند.
اينم از اين.بعد؟
اين ديگر،اين!
بعدچي؟
موهايم را شانه ميکردم و شعر را
ميانداختم توي سطل زباله
اين شعر را
و يک پيراهن درجه يک را ميپوشيدم که در ايتاليا آخرين مُد است
خودم را به شکل يکي از نوازندگاه گروه ويولونيستهاي اسپانيايي درميآوردم
و به سمت قبرم حرکت ميکردم
*امروالقيس بن الحجر بن الحارث الکندي،شاعر از شاعران مشهور عرب(۵۰۰-۵۵۰)که به خاطر مضمون اروتيک اشعارش دوبار توسط پدرش تبعيد شد.
در محاصره
اگر باران نیستی، محبوب من!
درخت باش،
سرشار از باروری.... درخت باش!
و اگر درخت نیستی، محبوب من!
سنگ باش،
سرشار از رطوبت.... سنگ باش!
و اگر سنگ نیستی، محبوب من!
ماه باش،
در رؤیای عروست.... ماه باش!
[چنین میگفت زنی در تشییع جنازه فرزندش.]
جانباز اصلاحات،
سعيد حجاريان مبارك باد

