تبليغاتX
اصلاحات ایرانی

                                  ای دریغ از ما اگر کامی نجوییم از بهار...

 

 

علی شکوری راد که از پشت تریبون آمد ، لبخند خاصی بر لبانش بود. شاید خودش می دانست که چه رخ     می دهد. نشست. دختری برخاست: آقای شکوری را به چه حقی حرف میزند؟!!!

شکوری گوش می کرد. دختر فریاد می زد. شکوری لبخند می زد. دختر فریاد می زد...

آنجا که دختر فریاد می کشید خانه شکوری راد بود! حزب مشارکت ایران اسلامی...

***

آخرین دیدار دانشجویان با خاتمی در کسوت ریاست جمهوری ایران بود. دانشجویی بلند شد و سخن گفت، خاتمی چشم بر زمین دوخته بود. پسر فریاد زد: آقای خاتمی به چشمهایم نگاه کنید و پاسخ دهید...

شرم کردم از دانشجو بودنم. آخر او رییس جمهور یک ملت و عزیز جهان بود...

راستی اگر خاتمی برای ما کاری نکرد- که کرد- ما برای خاتمی چه کردیم. ما هم هواداران خوبی نبودیم...

***

آنچه شکوری راد در جبهه مشارکت و در مراسمی که برای اعتراض به بازداشت دانشجویان تحکیم وحدت و دانش آموختگان ادوار برگزار شده بود گفت، برایم جالب بود. مجری که نام شکوری را خواند، به حسین نورانی گفتم: خدا به خیر کند! منتظر سخنان تند شکوری بودم.

اما شکوری گفت علیرغم همه نقدهایی که به عملکرد تحکیم دارد، به شدت به این بازداشتها معترض است و تا آزادی دانشجویان سکوت نخواهد کرد اما حق نقد را همچنان برای خود قائل است.

موسوی خوئینی لبخند معنا داری زد وقتی شکوری سخنانش را به پایان برد. شکوری بر خلاف انتظار همه حرفهای مثبتی زده بود!

***

حدود یک ماه قبل و پس از مصاحبه جنجالی شکوری راد به روزنامه هم میهن - که البته ناشی از سوء نیت خبرنگار هم بود - ، علی کلایی از بچه های حوزه جنوب تهران جبهه مشارکت مطلبی توهین آمیز خطاب به شکوری راد نوشته بود. کاری که به لحاظ تشکیلاتی، کار جالبی نبود. البته من هم نارحت نشدم. علی    شکوری راد را مدتها بود با این اظهارنظرهای جنجالی می شناختم. خودم هم با نظراتش موافق نبودم. اما غافل از اینکه کوری حقیقی با شکوری حقوقی تفاوت بسیار دارد!

***

خاتمی عصبانی شده بود. گفت: امیدوارم که در دوره بعد هم بتوانید سر رئیس جمهور داد بزنید!

چه پیش بینی تلخی! او رفت و کسی آمد که امروز اعوان و انصارش تحصن شش دانشجو جلوی دانشگاه را هم تحمل نمی کنند. چقدرکلمه امنیت ملی سخیف شده ! آیا به راستی امنیت ملی کشور با پلاکاردهای شش دانشجو خدشه دار می شود؟ باید فکری برای این امنیت ملی کرد!!!

***

شکوری راد به واقع انسانی متمدن و دارای منش اصلاح طلبی است.وقتی لبخندش را دیدم که به حتاکانش با صلابت نفس و آرامش درون نگاه می کرد، شرمنده شدم. راستی مگر چه ایرادی دارد او هم از دانشجویان انتقاد کند؟ آیا نقد فقط حق دانشجویان است؟ مگر ما هشت سال به او و هم مسلکانش انتقاد نکردیم؟

لذت بردم از مرام مردانه هدی صابر.

هدی صابر که شکوری راد اگر هم اتهامی زده بود، به او زده بود؛ قبل از شکوری راد و در حضور وی سخن گفت. به موضوع جلسه پرداخت و ذره ای از مدار ادب و نزاکت خارج نشد. با وجود تمامی تضادهایش با شکوری راد، از اتحاد و انسجام تمامی اصلاح طلبان و تحول خواهان سخن گفت و تاکید کرد که باید قدر فرصت ها را دانست. همان توصیه ای که عبدی و موسوی خوئینی و توسلی و رمضان زاده و مقدم و راکعی و احمدی و تاج زاده و سایر بزرگان کردند.

خدا علانیت را از ما نگیرد!!!

دانشجویان و منتقدان شکوری راد معتقدند او اتهاماتی کیهانی به آنها وارد کرده است. اما مگر دانشجویان نیز او و جبهه مشارکت را به تلاش برای تحکیم نظام و شراکت در اشتباهات و ... نظام جمهوری اسلامی متهم      نمی کنند؟ مگر آنها وی را به همراهی با کیهان متهم نمی نمایند؟

راستی چند شب پیش در برنامه ای ماهواره ای موجودی عجیب و چندش آور به نام بهروز صوراسرافیل!!! نیز همین اتهامات را نثار اصلاح طلبان می کرد! آیا دانشجویان نیز همگام با سلطنت طلبان و جدایی طلبان هستند؟   مسلما نه! پس این قیاس درباره شکوری و اصلاح طلبان نیز صدق نمی کند.

ما دانشجویان نیز کمتر از اصلاح طلبان فرصت سوزی نکرده ایم!

***

راستی قبل از آنکه دشنامهای احتمالی را که در کامنت ها بگذارید بگذارید کمی توضیح دهم:

من هم دانشجو بوده ام. عضو ارشد تشکلی بوده ام که پلمپ و لغو مجوز شد. عضو یک انجمن اسلامی. یک انجمن اسلامی در یک دانشگاه آزاد. از معدود تشکلهای دانشگاه آزاد که اصلاح طلب زاده شد و اصلاح طلب از میان رفت. انجمنی که هیچ یک از تشکلهای تحکیمی و غیر تحکیمی حتی با خبر از لغو مجوز و اتهاماتش نشدند!!!

من هم یکی از آنانم که شکوری می گوید. قبول دارم که تند رفتیم. ما حتی به پسوند اسلامی انجمن هم حساس بودیم. راستی من هشت بار به خاطر حضور انجمن اسلامی در ائتلاف شورای دوم با مشارکت از شورای مرکزی آن استعفا دادم و حالا عضو جبهه مشارکت هستم!

زیرا به جد معتقدم فعالیت درساختار جمهوری اسلامی باید فعالیتی قانونی و شفاف باشد و تغییر در آن تنها از درون آن حاصل می شود.

اصلا بیایید تکلیفمان را با حکومت روشن کنیم: من مشارکتی ام! اصلاح طلب. فعالیت در چارچوب قوانین را می پسندم و با اصلاح نظام موافقم نه با حذف نظام.

اما دوستانی که خود را چپ غیر اسلامی می دانند هم صداقت به خرج دهند. به مانند اسلاف ترجمه از روسی و چینی و امریکای لاتین خود اعلام کنند که با حفظ نظام مخالفند و آن را نمی خواهند. به مانند جزنی و ضیا ظریفی و احمدزاده و پویان و... اسلحه به دست گیرند و مبارزه کنند! شتر سواری دولا دولا لذتی ندارد دوستان. ما هزینه اصلاح طلبی را داده و می دهیم. سند حاضرش هم حجاریان و سحابی و همه کسانی هستند که به فعالیت در چارچوب نظام جمهوری اسلامی معتقدند و گام در راه مبارزه زیرزمینی نمی گذارند.

اما آیا دوستان چپ و سایر افکار هم حاضر هستند از نقاب خود به در آیند و هزیمه مبارزه را پرداخت نمایند؟

***

هیچ برایم معلوم نشد که چرا دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان دانشگاه آزاد را حساب نمی کند؟ دانشجویان دانشگاه آزاد تنها هستندو نه مدافعان حقوق دانشجویی و نه هیچ کس دیگری به فکر آنها نیست. به ظلمی که بر آنها میرود هیچ کس اعتراضی نمی کند. بله! ما در جغرافیای خودی و غیر خودی تحکیم وحدت گم شده بودیم!!!

***

جبهه مشارکت اقدام جالبی نمود. دیروز فهمیدم هنوز تریبونی هست که همه با تمام اختلافات از پشت آن دردهای مشترک را فریاد کنند. از بسته نگار و صابر گرفته تا رمضان زاده و تاج زاده. که راکعی اعتراضش را به شعر بخواند و عبدی در غالب داستان واره ای از درد بگوید.

بیایید همین ذره امکان را هدر ندهیم. حالا که هیچ مجالی برای بیان اعتراض نیست، حالا که هیچ سالن و دانشگاه و تالاری پذیرای جمع معترضان نیست، با هم نجنگیم.

بیشتر از این فرصت سوزی نکنیم...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/04/26ساعت توسط احمد شیثی |

                       اگر نترسیم استبداد عقب می کشد
 
                              متن سخنان عبدالله رمضان زاده در نشست دانشگاه و چشم انداز آینده

دوستان ما را گرفته اند که ما بترسیم. هیچ دلیل دیگری برای دستگیری این دوستان وجود ندارد. تصمیم گرفته اند کارهایی بکنند و به تعبیر آقا سعید تصمیم گرفتند کشور را بفروشند. داد زدند ، فریاد زندند امتیاز نمی دهیم، امتیاز نمی دهیم ، به جایی رسیدند که باید امتیاز بدهند به خارجی. وجه المصاحه امتیاز به خارجی  دادن هم گرفتن ماست. شروع کردند اول سال ابتدا خانم ها را بترسانند ، دیدند نمی شود بعد گفتند اراذل و اوباش را می ترسانیم ، آن هم دیدند فایده ای ندارد، حالا نوبت ما رسیده است و پشت قضیه چیزی نیست جز ترساندن.  

 اگر نترسیدیم استبداد عقب می کشد. تجربه تاریخی هم داریم. دقیقا سال 54 شاه هم اینگونه عمل می کرد. پول نفت زیاد شده بود و فکر می کرد با پول نفت هر کاری می تواند بکند. همه مخالفان را هم گرفته بود و انداخته بود زندان. بعدش هم اعلام کرد هرکه با من نیست پاسپورت بگیرد و برود  بیرون. ما از این مملکت بیرون نمی رویم. این مملکت مال ماست و هر که بخواهد مملکت را بفروشد جلویش می ایستیم. دوستانمان را هم تنها نمی گذاریم و اگر قرار باشد همه ما به زندان می رویم.
بین همه این آدمهای قدرقدرتی که می ریزند و دستگیر می کنند یک نفر پیدا نمی شود که بگوید به کدام دلیل این بچه ها را گرفته اند. فقط می خواهند بترسانند. ارتباطات را دارند قطع می کنند. یک خبرگزاری کوچک را که آقای حیدری اداره می کرد، نمی توانند تحمل کنند می دانند ناکارآمدند و مدیر نیستند. گاز را به هندی ها به قیمتی بدتر از قرارداد ترکمنچای می فروشند. وقتی همه چیز را دارند به باد می دهند، باید هم یک عده را بگیرند. اگر این حکومت که همه چیز را دارد به خارجی واگذار می کند نتواند چهار تا دانشجو را بگیرد، چند فعال سیاسی را بگیرد ، چطوری اسم خودش را حکومت بگذارد.
 ما وجه المصالحه شدیم و دوستان ما را هم اگر ما بترسیم آزاد نمی کنند. بایستیم. اختلافات را کنار بگذاریم . مثال برشت را یادمان باشد که اول کمونیست ها را می گیرند بعد یهودی ها را می گیرند بعد لیبرال ها را می گیرند و بعد می آیند ما را می گیرند.
ما باید روی یک نقطه تکیه بکنیم. هر کس در این مملکت فعالیت سیاسی قانونی مسالمت آمیز می کند حق آزادی فعالیت سیاسی دارد و هر کس مخالف این رفتار می کند مستبد است ، به هر نامی که می خواهد باشد. ممکنه نتونیم دوستانمون را آزاد بکنیم  اما ما رفتار غیر مدنی نشان نمی دهیم. ما به خارجی رو نمی آوریم و مثل اینها امتیاز به خارجی نمی دهیم.
 اگر مقاومت کنیم این فنری که آنها دارند برای شکستنش فشار می آورند ، می جهد و وقتی جهید مملکت را آزاد می کند. مقاومت کنید این وسط پیروز ماییم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/04/25ساعت توسط احمد شیثی |

۸ سال از آن روزها گذشت...

18


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19ساعت توسط احمد شیثی |

62% ريزش آراي احمدي نژاد پس از دو سال زمامداري

 

با گذشت يك هفته از انجام نظرسنجي بازتاب راجع به گرايش به دكتر احمدي‌نژاد دو سال پس از انتخابات رياست‌جمهوري، نتايج آن اعلام شد.

 

با شركت بيست هزار كاربر اينترنتي از كامپيوترهاي مستقل ـ كه با آنها تنها يك بار امكان شركت در نظرسنجي فراهم بود ـ نتايج و تجزيه و تحليل اين نظرسنجي اعلام شد:

 

اين نظرسنجي كه صبح چهارم تير ماه روي سايت «بازتاب» قرار گرفته بود، از بينندگان خواسته بود اعلام كنند، در انتخابات سوم تير و در آينده به احمدي‌نژاد رأي داده و مي‌دهند، يا نه؟

 

در اين نظرسنجي، در مجموع بيست هزار و 177 رأي مستقل و غيرتكراري از ميان كاربراني كه اظهار كرده‌اند در انتخابات سوم تير به دكتر احمدي‌نژاد رأي داده‌اند، 5/37 (سی وهفت ونیم)درصد گزينه نخست را برگزيده، اعلام كرده‌اند، بار ديگر نيز به احمدي‌نژاد رأي مي‌دهند.

 

همچنين 5/62 (شصت ودو نیم)درصد از شركت‌كنندگان در نظرسنجي كه گفته‌اند در سوم تير به دكتر احمدي‌نژاد رأي داده‌اند، با انتخاب گزينه سوم اعلام كردند، اين بار به وي رأي نمي‌دهند.

 

در ميان شركت‌كنندگاني كه اظهار كرده‌اند در سوم تير به احمدي‌نژاد رأي نداده‌اند، 3/5 (پنج وسه دهم)درصد با انتخاب گزينه دوم اظهار كرده‌اند، اين بار به او رأي مي‌دهند، اما 7/94 (نود وچهار وهفت دهم)درصد كساني كه گفته‌اند در سوم تير ماه به احمدي‌نژاد رأي نداده‌اند، اعلام كرده‌اند، اين بار نيز به وي رأي نمي‌دهند.

 

با اين حساب، نتايج اين نظرسنجي حاكي است، پس از گذشت دو سال، دكتر احمدي‌نژاد با 5/62 درصد ريزش آراي كساني كه به وي رأي داده‌اند و 3/5 درصد رويش از ميان كساني كه به وي رأي نداده‌اند، روبه‌رو شده و نظر 5/37 درصد از موافقان و 7/94 درصد از مخالفان وي هم تغييري نكرده است.

 

گفتني است، نظرسنجي‌هاي اينترنتي به دليل تفاوت جامعه آماري با جامعه طبيعي، دچار تفاوت‌هايي با نتايج نظرسنجي‌هاي ميداني‌ نيز هستند.

 

هرچند با عبور كاربران اينترنتي در كشور از مرز پانزده ميليون اين تفاوت كاسته شده، اما همچنان نمي‌توان نتايج نظرسنجي اينترنتي را دقيقا با نتايج نظرسنجي ميداني يكسان دانست.

 

همچنين عدم دريافت آراي تكراري از يك دستگاه رايانه، هرچند امكان تقلب در نظرسنجي را به شدت كاهش مي‌دهد، اما در عوض از ميان آراي افراد متفاوت كه از يك دستگاه رايانه در نظرسنجي شركت مي‌كنند، تنها رأي نخست را محاسبه مي‌كند.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/04/10ساعت توسط احمد شیثی |

اعلام ناگهانی و نسنجیده سهمیه بندی بنزین ،تهران و برخی نقاط دیگر کشور را دچار آشوب کرد.

به گزارش طراوت پخش خبر سهمیه بندی بنزین از صدا و سیمای جمهوری اسلامی آنقدر دیرهنگام و ناگهانی بود که در فاصله دو ساعت تا ساعت 24 و آغاز طرح ، صف طویل اتومبیل ها تا صدها متر آن طرف تر از پمپ های بنزین امتداد یافت.

در تهران با پایان مهلت بسیاری از مردم موفق به پر کردن باک های بنزین نشدند و تنش تا آنجا بالا گرفت که چندین پمپ بنزین در هجوم مردم خشمگین دچار خسارت شد.

به گفته ناظران پمپ بنزين های نيايش، حکيميه، پونک، نيروی هوايی، چندين پمپ بنزين در خيابان انقلاب، سه پمپ بنزين در خيابان آزادی تهران، دو پمپ بنزين در خيابان کارگر و پمپ بنزين سليمانيه به آتش کشيده شدند و حداقل 3 نفر در جریان آشوب جان خود را از دست داده اند.

از سوی دیگر منابع خبری با تایید درگيری مردم با ماموران يگان ويژه و موتورسواران لباس شخصی در برخی از مناطق ازجمله حکيميه، خيابان خوش، شهران، رسالت، تهرانپارس، افسريه، خاوران و پيروزی تهران و شهرستان اسلامشهر از سرقت برخی بانکها و فروشگاهها از جمله فروشگاه شهروند حکیمیه خبر دادند.

علاوه بر میلیاردها ریال خسارت که این درگیری ها  به اماکن عمومی ، پمپ های بنزین و وسایل نقلیه وارد کرده اند ، خبرهای رسیده از دستگیری 300 نفر و مجروح شدن تعداد نامشخصی از مردم حکایت دارد.

از سوی ديگر ناصر رييسی فر، رييس هيات مديره اتحاديه جايگاه داران پمپ بنزين، نيز بامداد چهارشنبه با انتقاد شديد از نحوه اعلام خبر سهميه بندی بنزين اظهارداشت:"آنچه که دراين شب بر جايگاه داران گذشت فاجعه بود."

وی تاکيد کرد:"همه اين ازدحام و درگيري ها و خرابکاری مجموعا بر اثر يک تصميم نسنجيده بوده است."

رييس هيات مديره اتحاديه جايگاه داران پمپ بنزين به خبرگزاری ايسنا گفت:"اين سبک اعلام کردن سهميه بندی بنزين و ناهماهنگی بين نيروهای پالايش و پخش جايگاه داران، نيروی انتظامی و نفرستادن نيروی کمکی برای برقراری امنيت و حفاظت جايگاه ها و عدم شفاف سازی جزئيات سهميه بندی برای مردم باعث شد با وجود اينکه ازساعت ۱۲ گذشته ايم و وارد سهميه بندی شديم مردم با بی اعتمادی همچنان قانع نمی شوند و سوخت مي خواهند."

وی با ابراز نارضايتی از شيوه اطلاع رسانی زمان آغاز سهميه بندی افزود:"اگر اطلاع رسانی به جايگاه دارها زودتر صورت مي گرفت حداقل ما خودمان را تجهيز مي کرديم در صورتی که به ما گفته بودند فقط شرايط جديدی برای استفاده از کارت هوشمند اعلام کرده ایم و صحبتی از سهميه بندی نشده بود."

رئيس فر گفت:" حتی يک نفر از نمايندگان پالايش و پخش در جايگاهها حضور نداشت که مردم را متقاعد کند که سيستم کارت هوشمند در اختيار جايگاه دارها نيست."

رييس هيات مديره اتحاديه جايگاه داران پمپ بنزين در عين حال خبر داد که در شهرهای ديگر نيز درگيری های مشابهی به وقوع پيوسته است.

به گفته رئيس فر، تا آنجا که مسولان انجمن های جايگاه داران در استان های ديگر با من تماس گرفته اند در جايگاه های گرگان، مازنداران، آذربايجان غربی و شرقی نيز درگيري هايی ايجاد شده است.

استان های آذربایجان شرقی و غربی ، مازندران ، اصفهان ، کرمان و شهرهای بندرعباس،مشهد، نيشابور، ساوه ، زنجان، گرگان و بيرجند از زمره سایر نقاط کشور هستند که شاهد اعتراض مردم و آشوب های محدود خیابانی بوده اند.

هم اکنون بسیاری از جایگاه های سوخت در تهران و شهرستانها فاقد سوخت کافی برای عرضه به متقاضیان هستند .

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/06ساعت توسط احمد شیثی |