تبليغاتX
اصلاحات ایرانی
 

                         مدیرعاملی استقلال جایزه رای نیاوردن زریبافان

پس از آنكه مهرداد بذرپاش كانديداي شكست خورده دولت در انتخابات شورا بعنوان مديرعامل پارس خودرو منصوب شد، منابع نزديك به سازمان تربيت بدني از جمله يك روزنامه ورزشي خبر از انتصاب مسعود زريبافان دوست نزديك و صميمي محمود احمدي نژاد به عنوان مدير عامل جديد باشگاه استقلال تهران مي دهند. شكست خورده بزرگ انتخابات شوراي شهر و عضو سابق هيات مديره همين تيم قرار است بزودی سكان هدايت اين باشگاه را در حالي در دست بگيرد كه به نظر مي رسد.
این تصمیم نشان از آن دارد که احمدي نژاد و ابواب و انصارش مصمم است تا نظارت خود را بر دو باشگاه بزرگ پايتخت بيشتر كند.

زريبافان كه در چند ماه اخير حضور كمرنگي در رسانه ها داشته و از اسفند سال گذشته بعنوان معاون مالي و اداري وزارت خارجه مشغول به كار شده است، حالا به مدد حمايت محمد علي آبادي ديگر دوست صميمي احمدي نژاد بر صندلي مدير عاملي تيمي تكيه مي زند كه مخاطبان بسيار از قشر مخاطبان شعار هاي احمدي نژاد دارد.زريبافان كه همه از علاقه او به فوتبال آگاه هستند قصد داشت تا در انتخابات فدراسيون فوتبال شركت كند و با تكيه بر حمايتهاي سازمان تربيت بدني بر اين صندلي بنشيند اما رايزنيهاي گسترده علي آبادي و كيومرث هاشمي معاون وي و عضو كميته انتقالي فدراسيون فوتبال با ساير اعضا به نتيجه اي نرسيد تا علي آبادي هديه اي ديگر براي دوستش در نظر بگيرد.


به گفته يكي از دوستان نزديك زريبافان علاوه بر مدير عاملي در كنار اميدوار رضايي و محمد جواد ايرواني و دو نفر ديگر كه احتمالا يكي از آنها محمد رضا بهمني بازرس باشگاه و از نزديكان به حزب موتلفه است اعضاي هيات مديره اين تيم را تشكيل مي دهند.

به نظر مي رسد علي آبادي در نظر دارد با حضور زريبافان علاوه بر همسنگ كردن هيات مديره استقلال با هيات مديره پرسپوليس كه بر صندلي هيات مديره خود علي سعيد لو را مي بيند بتواند راحتتر به اين تيم پول تزريق كند اما هر چقدر اين مدل در پرسپوليس جواب داد در اين سو نيز جواب خواهد داد.انتخاب زريبافان ادامه زنجيره انتصاب دوستان سابق احمدي نژاد و حاميانش در شوراي شهر دوم در هيات مديره تيمهاي محبوب پايتخت است.گويا مشاوران احمدي نژاد گمان برده اند كه با تكيه بر محبوبيت اين دوتيم مي تو.انند سنگر هاي مجلس هشتم را فتح كنند.بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اين رويا به واقعيت مي پيوندد يا نه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/23ساعت توسط احمد شیثی |

                             

                   مدعي العموم در خواب

 

اين روزها، در مقايسه با دوران اصلاحات ، دوران ملتهب تري است. رئيس جمهوري كه هر روز، بي مورد حرف مي زند و به "شومن تبليغاتي سياسي " بدل شده است و انواع سخنگوها نظير وزارت فخيمه خارجه و شوراي معزز نگهبان و حضرت الهام - سخنگوي دولت هميشه در سفر- هر روز موضعگيري مي كند.  تازه اين در حالي است كه از سينه چاك كردن استاد حداد عادل و حضرات باهنر و توكلي و نمايندگان (بخوانيد وكيل الدوله ها ) در وصف اوصاف دولت مصلح كبير دكتر محمود  احمدي نژاد !!! فاكتور بگيريم .

اما به راستي آيا سيد محمد خاتمي هم چنين تريبون هايي داشت ؟ احمد جنتي و احمد خاتمي و خزعلي و استادي و تقوي و مصباح يزدي و... از تريبون نماز جمعه دشمن شكن تهران! مسلسل وار به رگبار دولت خاتمي مي پرداختند و نمايندگان مجلس پنجم در ابتدا و مجلس هفتم در انتها منگنه دولت شده بودند و صدا و سيماي لاريجاني هر روزه "چراغي " بر مي افروخت و اكثراً در عوض روشن كردن چراغ درپاي نهال اصلاحات هيزم روشن مي نمود. تا صدايي از روزنامه اي برمي خواست هزاران طلبه  كفن پوش به تحريك اساتيد در خيابان بودند تا پاسدار حريم دين و ديانت شوند تا مبادا مسلماني به تاراج رود. دادگاه مطبوعات به فرماندهي قاضي صارمي و قاضي مرتضوي مطبوعات را گردن مي زدند و مدعي العموم شاكي هزاران پرونده بي شاكي بود.

اما امروز، كساني كه به قول محمد هاشمي در دوران مبارزه امثال كروبي و خاتمي و هاشمي

"تيله بازي " مي كردند هر يك بلندگويي برداشتند و عربده وار در آن مي دمند و دريغ از ذره اي تفكر! كه البته از گويندگان اين سخنان بيش از اين نيز انتظار نمي رود اما دستگاه قضايي ما را چه شده است؟ آيا دين عوض شده يا آداب مسلماني دگرگون شده يا قانون مملكتي را آب برده يا قاضي مارا خواب؟

1-     سايت رجانيوز به نقل از فاطمه رجبي اين هفته خاتمي را با گوبلز و هيتلر مقايسه كرد و در يادداشتي ديگر به هاشمي تاخت و سابقه مبارزاتي وي را كه از ياران نزديك امام و رهبري است زير سوأل برد و در يادداشتي ديگر اتهاماتي به محمد عطريانفر زد و حجاريان و هاشمي و خاتمي را از ياران دشمن دانست البته چنين اتهاماتي از سوي همسر سخنگوي دولت مسبوق به سابقه است به گونه اي كه برادر و پدر فاطمه رجبي از كلام وي تبري جوييدند و آيت الله غروي كلام او را "مشمئز كننده و چندش آور" خواند. اما دريغ از موضع گيري دستگاه قضايي!

2-     رستم آقاخان كانديداي گروه رايحه خوش خدمت در تهران و از ياران محمود احمدي نژاد پس از آنكه از رأي مردم تهران ناكام ماند، با همكاري رئيس سازمان بهزيستي ، شركتي با نام              بنياد بهزيست راه اندازي كرد و با تخفيف صد درصدي از عوارض ماليات اقدام به واردات كالا به عنوان كمك به خانواده هاي نيازمند مي كرد و البته تمامي اجناس را مستقيماً در بازار آزاد به فروش مي رساند اين قاچاقچي حامي دولت كه از سوي سازمان بهزيستي كه ارگاني دولتي است و از دولت خدمتگذار! بودجه مي گيرد حمايت مي شد به دام افتاد البته بايد ديد كه سرنوشت مسئولين بهزيستي چه مي شود!

3-     برنامه اختتاميه دهمين جشنواره تأتر دانشجويي در تالار شهر برگزار شد. حضور دكتر اسلامي معاون وزير علوم و معاون طرح و برنامه وزارت علوم و جمعي از اساتيد تأتر و روساي دانشگاه هاي مرتبط با هنر به اين مراسم گرمي خاصي بخشيده بود. اما اين فقط قسمتي از برنامه بود.گروه موزيك كه به سبك پارتي هاي شبانه تهران مي نواخت و با نور پردازي خاص خود كلوپ هاي شبانه كشورهاي حاشيه خليج فارس را تداعي  ميكرد و مه و نشاط فراواني پراكنده بود به اندازه اي افراط كرد كه اصغر فرهادي – كارگردان مطرح سينماي ايران – كه در مراسم حاضر بود  در سخناني از اينكه اين مراسم در شأن تأتر و دانشجوي ايراني باشد اظهار تعجب كرد كه البته تمام حركات موزون و موسيقي راك و پاپ غربي در حضور معاونين وزير علوم برگزار شد و نه تنها از سوي آنان اعتراضي نشد بلكه صدايي از كيهان و رسالت و سايت هاي حامي دولت نيز برنيامد و مدعي العموم در ميان همهمه ساز و فرياد گويي همچنان در خواب بود.

4-     محمد جواد لاريجاني با نشريه اورشليم پست مصاحبه كرد اين نشريه كه در اسرائيل چاپ مي شود بعد از هاآرتص مشهورترين نشريه رژيم صهيونيستي است . اينكه لاريجاني تن به مصاحبه با اين نشريه در حاشيه اجلاس داوس داده يا بيانگر عدم شعور سياسي وي است و يا اينكه وي اسرائيل را به رسميت مي شناسد. اما دستگاه قضايي كه لاريجاني عضوي از آن است واكنشي به اين مصاحبه نشان نداد .

5-     ايران و امريكا بالاخره  پس از سال ها خصومت با هم مذاكره كردند موضوع مذاكره  اگرچه امنيت عراق بود اما ايران با كشوري پاي ميز مذاكره نشست كه امام شيطان بزرگش خوانده بود و رئيس جمهور امريكا ايران را محور شرارت . فراي سودمندي يا زيان اين مذاكرات براي ايران ، تابويي شكست كه روزي عطا الله مهاجراني تئوري آن را داده بود و سال ها مخالفانش به حكم همان چهار خط يادداشت در روزنامه اطلاعات حامي رابطه با آمريكا مي خواندندش و در استيضاحش به رويش آوردند و بر سرش زدند.

6-     احمد جنتي در نماز جمعه اين هفته تهران كساني كه از طرح امنيت اخلاقي و اجتماعي نيروي انتظامي انتقاد مي كنند را بي شرم خواند و به خجالت فرا خواندشان و دست هاي بيگانه را پشت آن ها و رسانه هايشان متصور شد و آنها را تغذيه كننده از دلارهاي اهدايي امريكا خواند اما گويي   آيت الله جنتي حتي تصويري از فاجعه ميدان هفت تير نديده و نشنيده كه آن روز سر زن مسلماني را شكستند و خونش را به كف خيابان ريختند و آن كردند كه رسانه هاي داخلي و خارجي همه نگاشتند. ايشان گويي تصوير مانورهاي شبانه ناجا را كه به شبيخون جنگي مي ماند نديده اند و وحشتي را كه مي آفرينند از كسي نشنيده اند.

7-     روزنامه كيهان در ادعايي تكراري علي دهباشي از خادمان فرهنگ و بهروز غريب پور فخر تأتر عروسكي ايران را به تلاش جهت بر اندازي نرم نظام متهم نمود و خانه هنرمندان ايران را خانه هنرمندان مخملي خطاب نمود و آن را پايگاه براندازان قلمداد كرد و افرادي را كه از آن ها تجليل شده را رابطان جاسوسي امريكا ناميد.

8-     باز هم روزنامه كيهان در تئوري" خانه عنكبوت "خود از انواع اسامي مستعار و حروف متقاطع و ابجد و غير ابجد نام برده و افرادي را كه بعضاً براي تحصيل و با بورس تحصيلي به ديار غربت عضيمت كرده اند را فراري قلمداد كرده و پرونده ها ساخته و تهديد به افشاي "نيمه پنهان" نموده و البته مشخص ننموده كه اين اطلاعات از كجا آمده و برادر حسين در كدام يك از جلسات متبرك انجام بازجويي خود آن ها را اخذ نموده است.

9-     در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان سوالات آنچنان اهانت آميز به ساحت رسول خدا بود كه تمامي خبرنگاران از ذكر سوالات شرم كردند و وزير فخيمه كه از قضا زماني سر مقاله نويس روزنامه رسالت هم بوده صرفاً به يك عذر خواهي كوچك بسنده كرد و آب ها از آسياب افتاد و كارمندي جزء اخراج شد!

 

تمامي آن هايي كه آمد وقايع اخير بود.اگر آن ها را در كنار ادبيات هميشه تهوع آور فاطمه رجبي و بي درايتي مسئولين ديپلماسي در جلوگيري از صدور قطعنامه ها عليه ايران و بلواي رئيس جمهور در استان فارس و فرافكني هاي هميشگي سياسي و اقتصادي اعضاي هيئت دولت و ... بگذاريم مثنوي هفتاد هزار من مي شود.

اما حلقه مفقوده تمامي اين رخداد ها عدم حضور شاكيان هميشگي و سلحشوران عرصه عفت عمومي و اذهان عمومي و مدافعين ميدان ولايت و ديانت است. هر يك از اين رخداد ها اگر در دوران اصلاحات مي افتاد به تنهايي كافي بود تا طوماري در نماز جمعه سراسر كشور عليه دولت امضاء شود و طلاب كلاس هاي درس را استراحتي دهند و كفن پوش فرياد"وااسلاما" سر دهند و علماي اسلام از بابت حفظ اسلام عزيز به نگراني بيفتند و مجلس خواستار استعفاي وزير شود و گروه هاي فشار ، منحرفين عرصه دين و اسلام و انقلاب را با اجسام سخت ، به سختي مورد هدايت قرار دهند. حال قوه قضا كجاست و آن رصد خانه‌هاي هميشه در صحنه كه خط به خط  مطالب روزنامه ها را از زير چشم مي گذراندند و آن چشمان تيز بين كه حتي ريز ترين زواياي حريم خصوصي فعالان سياسي و مدني را رصد مي كرد و به محض كوچكترين ابهامي دادگاهي تشكيل مي داد و شاكي هاي هميشگي كه نگران اذهان مردم بودند كه مبادا مشوش شود كجايند؟

 

به راستي تنها گزينه اي كه مي شود متصور شد اين است كه داروغه را خواب برده !   

                 يا به بيان ديگر مصلحت داروغه در خواب است !!!

 

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/03/12ساعت توسط احمد شیثی |

 

         بيشتر شبيه مذاکرات تجاري بود

                         تحليل مذاکرات ايران و آمريکا در تايمز لندن

 

نمايندگان ايران و آمريکا در مذاکرات بغداد کمتر در چشم يکديگر نگاه کردند. هدف از اين مذاکرات چهار ساعته بحث درمورد اختلافات بين دو کشور درمورد مساله عراق بود.

مقامات آمريکايي که سعي کرده بودند انتظارات زيادي از اين مذاکرات نداشته باشند، بعد از پايان گفتگو ها با احتياط گفتند مذاکرات حال و هوايي شبيه مذاکرات "تجاري" داشت و در اين مورد توضيح بيشتري ندادند.

نوري الملکي، نخست وزير عراق، دو طرف را به يکديگر معرفي کرد و طرفين تاکيد کردند موضوع مذاکرات فقط شامل سياست هاي مربوط به عراق خواهد شد و مسائل ديگر مورد اختلاف دو کشور، از جمله موضوع فن آوري هسته اي، مطرح نخواهد شد.

رايان کراکر، سفير جديد ايالات متحده در بغداد که در اين ديدار با حسن کاظمي قمي سفير ايران در بغداد ملاقات کرد، گفت دو طرف در مورد ايرانيان بازداشت شده توسط نيرو هاي آمريکا در ماه هاي گذشته صحبت نکردند.
در عين حال وي گفت مذاکرات از "انسجام و همگوني" برخوردار بوده و درمورد اصول کلي مانند " عراقي امن، با ثبات، دموکراتيک، و فدرال، به نوعي که امنيت خود را حفط کند و با همسايگان در صلح باشد" مذاکره و توافق شده است. وي اتهامات آمريکا عليه ايران را مجددا تکرار کرده و گفت ايران مهمات و سلاح در اختيارگروه هاي مسلح قرار مي دهد تا سربازان انگليسي و آمريکايي را بکشند. ايران اين اتهامات را رد کرده است.

کراکر افزود: "ما نقطه نظر هاي آمريکا را در مورد اصول و همچنين در مورد عملياتي که ناشي از اقدام ايران در عراق است بطور واضح بيان کرديم، ولي نمايندگان ايران بطور مستقيم به اين اتهامات جواب ندادند."

اين مذاکرات بالاترين سطح مذاکرات بين دو کشور بعد از ملاقات ايران و آمريکا در مورد افغانستان پس از واقعه 11 سپتامبر بود.

در تهران، منوچهر متکي،وزير خارجه ايران، گفت اين مذاکرات مي تواند زمينه ملاقات هاي بعدي را فراهم آورد ولي به شرط آنکه واشنگتن به اشتباهات خود در خاورميانه اعتراف کند.

وي گفت: "ما اميدوار هستيم که واشنگتن با واقع گرايي درمورد مسائل عراق، به شکست سياست هايش در عراق و منطقه، از طريق تغيير سياست هاي خود اعتراف کند و زمينه موفقيت گفتگو هاي بيشتر را فراهم آورد."

آقاي متکي خطاب به طرفين اظهار اميدواري کرد که: " مذاکرات کمک مي کند اعتماد بين دو طرف بيشتر شده و جو مثبتي بوجود بيايد که از طريق آن بتوان به طرح ساير مسائل پرداخت."

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09ساعت توسط احمد شیثی |

 

         عبدالفتاح سلطانی کیست؟

 

عبدالفتاح سلطاني وکيل پرونده اکبر گنجي و زهرا کاظمي که تقريبا در اکثر پرونده هاي حساس و مهم سياسي سالهاي اخير حضور فعال داشته و يکي از وکلاي شاخص کشور بشمار مي رود، پس از اينکه سه سال قبل به مدت 219 روز به اتهام جاسوسي در زندان بود، با راي شعبه 17 تجديد نظر از کليه اتهامات خود تبرئه شد. اين در حالي است که تعداد زيادي از نيروهاي سياسي و روزنامه نگار و فعالان سياسي کشور بتازگي به اتهام جاسوسي به زندان افتاده و کساني مانند عباس عبدي و رامين جهانبگلو نيز که به همين اتهام واهي زنداني بودند، آزاد شده و پس از آزادي هرگز در مورد اتهام آنان سخني گفته نشده است.

عبدالفتاح سلطاني کيست؟
متولد 11 آبان 1332 در شهر کربلا، پدرش از اهالي لرستان و مادرش آذري است، پدرش در سال ولادت وي مدتي مجاور کربلا شده بود که وي در همين زمان به دنيا آمد و پس از چندي والدينش به ايران بازگشتند و به زندگي در ايران ادامه دادند. وي اولين بار به عنوان يک مخالف مذهبي در سن پانزده سالگي در تظاهراتي در سال 1348 دستگير و مدت کوتاهي زنداني بود. و پس از آن نيز بارها در دهه پنجاه به بازداشت هاي کوتاه يک تا دوماهه رفت. عبدالفتاح سلطاني پس از انقلاب نيز، در سال 1360 نيز دستگير شد و مدت کوتاهي زنداني بود.

عبدالفتاح سلطاني تحصيلات حقوق را در دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1364 دوره کارشناسي حقوق را به پايان برده و در سال 1367 کارشناسي ارشد خود را در دانشگاه ملي تمام کرد. وي علاوه بر کار وکالت به نويسندگي نيز پرداخته است و مقالات مختلفي را در روزنامه هاي مختلف در موارد حقوقي و سياسي نوشته است. بيشترين مقالات وي در مجله کانون وکلا و ماهنامه « نامه» چاپ شده است.

از موج دانشجويي تا پرونده گنجي و زهرا کاظمي
عبدالفتاح سلطاني از وکلايي است که در اکثر پرونده هاي مهم سياسي و حقوقي بزرگ سالهاي اخير ايران حضور فعال داشته است، از جمله پرونده "نشريه دانشجويي موج"، "پرونده مربوط به کاظم شکري"، "پرونده زهرا کاظمي"، "پرونده اکبر گنجي"، "پرونده نشريات صبح امروز و ياس نو"، "پرونده اخراج پنجاه تن از کارگران شرکت واحد"، "پرونده معلمان" و دهها پرونده دانشجويي سالهاي اخير. وکيل پرونده سلطاني در مورد جاسوسي محمد علي دادخواه بود.

وکيلي که جاسوس هسته اي مي شود

عبدالفتاح سلطاني پس از آغاز اعتصاب غذاي اکبر گنجي در سال 1383 همراه با شيرين عبادي در بيمارستان ميلاد حضور يافت و همين باعث شد تا روزنامه کيهان وي را بارها به عنوان "شخصيت نامطلوب" و "جاسوس" قلمداد کند. حتي اين روزنامه اعلام کرد که سلطاني قصد داشت تا با همدستي شيرين عبادي اکبر گنجي را به قتل برساند و بعدا قتل را به گردن مسوولان قضايي پرونده بيندازد. اما مهم ترين علت دستگيري سلطاني در سال 1384 اين بود که وي به عنوان يکي از اعضاي گروه وکلاي زهرا کاظمي، قاضي سعيد مرتضوي را تهديد کردند که اگر حقايق پرونده مربوط به نحوه قتل زهرا کاظمي را فاش نکند، آنان نام قاتل و اطلاعات پرونده را افشا مي کنند. مدت کوتاهي پس از اين تهديد، عبدالفتاح سلطاني که در سال 1381 نيز به عنوان وکيل پرونده "ملي مذهبي ها" به مدت چهار ماه زندان رفته بود، دستگير شد و سپس توسط قاضي مرتضوي، مسوولان قضايي و روزنامه کيهان متهم به جاسوسي در مورد پرونده اتمي شد. مسوولان قضايي و کيهان نوشتند که عبدالفتاح سلطاني اطلاعات طبقه بندي شده مربوط به تاسيسات اتمي کشور را که بواسطه يکي از موکلانش در دسترس وي قرار گرفته است، در اختيار بيگانگان قرار داده است. در تمام مدت زنداني بودن وي روزنامه کيهان بر اتهام جاسوسي وي تاکيد کرد و قاضي مرتضوي نيز بارها وي را جاسوس خواند.

سنگين ترين وثيقه تاريخ ايران

عبدالفتاح سلطاني پس از گذراندن 219 روز زندان انفرادي سرانجام ابتدا با وثيقه اي به ميزان 800 ميليون تومان قرار شد آزاد شود، اما چون تامين اين مبلغ تقريبا ممکن نبود، قاضي آن را به 100 ميليون تومان تقليل داد. وي به اتهام جاسوسي و تبليغ عليه نظام به 5 سال زندان و 5 سال محروميت از حقوق اجتماعي محکوم شد. اما حسب راي شعبه 17 دادگاه تجديد نظر استان تهران که قطعيت پيدا کرده است، سلطاني پس از دو سال از اتهام جاسوسي و کليه اتهامات ديگر خود نيز تبرئه شد.

دريافت جايزه حقوق بشر

عبدالفتاح سلطاني سه سال قبل، پس از آزادي از زندان به عنوان نماينده "کانون مدافعان حقوق بشر" در سفري به فرانسه جايزه حقوق بشر را براي اين کانون دريافت کرد. وي در اين سفر خود، که تنها سفر خارجي وي محسوب مي شود، از کشورهاي آلمان و هلند نيز ديدن کرد.

عبدالفتاح سلطاني در حال حاضر وکيل پايه يک دادگستري و عضو هيات مديره کانون وکلا و يکي از اعضاي کانون مدافعان حقوق بشر است. وي پس از آزادي از زندان مجددا براي عضويت هيات مديره کانون وکلا نامزد شد و با راي بالايي به عضويت هيات مديره اين کانون درآمد، اما محکوميت غيرقطعي وي مانع از عضويت او در هيات مديره شد. معلوم نيست اکنون با تبرئه وي از کليه اتهامات آيا از وي اعاده حيثيت خواهد شد و او در هيات مديره کانون وکلا حضور خواهد داشت و آيا کساني که به مدت دو سال به وي اتهام جاسوسي زدند، از وي عذر خواهند خواست؟

سلطاني در سال 1358 ازدواج کرده است و چهار فرزند دارد. دخترش در حال دريافت فوق ليسانس است، پسرش فوق ليسانس حقوق را دريافت کرده و منتظر ورود براي دوره دکتري است، فرزند سوم اش دانشجوي رشته مهندسي برق است و دختر کوچکش در دبيرستان درس مي خواند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09ساعت توسط احمد شیثی |