تبليغاتX
اصلاحات ایرانی

مديري که هميشه اطلاعات غلط مي دهد

                                         در باره محمد رضا رحيمي 

 

                                                 مازيار رادمنش 

 

در هفته گذشته بحراني بزرگ بيمه کشور را درگير کرد، بحراني که در ابتدا ريشه آن معلوم نشد و اکنون نيز موضوعي در هاله ابهام است. رئيس جمهور در پي دريافت گزارش ديوان محاسبات کشور در مورد شرکت بيمه ايران، که اين گزارش نشان مي داد که شرکت بيمه ايران موسسه اي پر از فساد مالي است، مديرعامل و کليه اعضاي هيات مديره اين موسسه را برکنار کرد. مديرعامل شرکت بيمه ايران در مقابل اين اقدام اعلام کرد: «سکوت مي کنم» اما بسياري از کساني که احمدي نژاد را مي شناسند و تاثير تصميمات عجولانه و بدون فکر وي را ديده اند و در جريان درگيري در منطقه اقليد يا تصميم ناگهاني به برقراري ارتباط با مصر يا زدن تلفن به مالکي، نخست وزير عراق، درست در شرايطي که لاريجاني در دفتر مالکي بود، يا انتصاب استانداري که براي ماموريت کردستان تعيين شده بود، براي رفتن به هرمزگان، بودند، مي دانستند که هر کسي مي تواند بسادگي با يک گزارش سردستي رئيس جمهور را به بازي بگيرد، بخصوص اگر چنين فردي قبلا گفته بود که مردي در سوريه به من گفت: اگر بنا بود پيامبري در زمان ما بيايد آن پيامبر چون احمدي نژاد مي بود. محمدرضا رحيمي رئيس ديوان عالي کشور کيست؟

محمد رضا رحيمي کيست؟

محمدرضا رحيمي، متولد روستاي سريش آباد شهر قروه و از شيعه هاي کردستان است. وي 59 ساله است و از رشته حقوق در دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده است. مدتي در شهرهاي قروه و سنندج دادستان بود و حکم مجازات را براي بسياري صادر کرد که اين موضوع باعث بدنامي فراوان وي در اين استان شد. رحيمي در دهه هفتاد مدتي رئيس انجمن شهر سنندج شد و سپس به عنوان استاد درس حقوق دانشگاه آزاد مشغول به کار شد. پس از آن براي مدتي کوتاه مسوول بخش حقوق دانشگاه آزاد در تهران شد و در سال 1372 استاندار کردستان گشت. وي در کردستان درگير يک پرونده مالي در مورد زمين هاي دانشگاه آزاد بود که اين پرونده تا مدتها همچنان گشوده ماند. در دانشگاه آزاد کرسي زبان کردي ايجاد کرد، اما به دليل شخصيت نامحبوب وي اين اقدام هم بر مقبوليتش نيفزود. در انتخابات دوم خرداد، محمدرضا رحيمي که حامي ناطق نوري بود، تخلفات گسترده اي براي انتخاب ناطق نوري انجام داد، صندوق هاي بسياري مفقود و صندوق هايي به آرا افزوده شد. وقتي که عبدلله رمضانزاده پس از او به کردستان رفت و استاندار اين استان شد، رحيمي پرونده اي درباره فروش بي ضابطه آرد به مبلغ يک ميليارد تومان عليه جانشين خود مطرح کرد. رمضانزاده در مقابل از قوه قضائيه خواست که شفاف به اين اتهامات به اين پرونده رسيدگي شود که البته هرگز اتهامات رحيمي اين قدر جدي گرفته نشد (حتي توسط دوستانش در دستگاه قضايي) که به آنها رسيدگي شود. رحيمي از 4 شهريور 72 تا 6 شهريور 76 استاندار کردستان بود.

بيت المال را حتي به دخترم نمي بخشم

پس از روي کار آمدن مجلس هفتم، او رييس ديوان محاسبات شد وپس از آن به تدريج در نوشته ها به عنوان دکتر مشهور شد. گفته شد که دکترايش را از يکي از موسسات فرانسه گرفته شده است! رحيمي يک روز آقاي بهرامعلي ذيحساب نهاد رياست جمهوري در زمان خاتمي را خواسته بود ودرباره مراقبت هاي خود از بيت المال گفته بود که يک روز مسئول دفتر من چند برگ کاغذ از بيت المال به دخترم داده بود و من او را برکنار کردم. استاندار سابق کردستان، در انتخابات رياست جمهوري قبل از هاشمي حمايت کرد، اما بعد از روي کار آمدن احمدي نژاد با وي رابطه حسنه اي برقرار کرد. وي روابط نزديکي با موتلفه اسلامي داشته و توانسته است در سالهاي اخير با همين روابط مدارج ترقي را طي کند. و در حال حاضر رئيس ديوان محاسبات کشور است.

مشکلات محاسباتي يک ديوان

محمد رضا رحيمي در ديوان محاسبات کشور اقدامات مختلفي انجام داد.

اول: وي يکي از مسوولان اخراج شده شرکت بيمه ايران را که با توصيه يک نهاد امنيتي اخراج شده بود، به عنوان بازرس همان شرکت بيمه تعيين کرد. در نتيجه گزارشي که به دست احمدي نژاد رسيد، حاوي اطلاعات غلطي درباره اين شرکت بود که باعث شد تا وي دستور برکناري مديرعامل و تمام اعضاي شرکت بيمه ايران را بدهد. در حالي که بسياري از اتهاماتي که از سوي اين بازرس وارد شده بود، مربوط به مديرعامل سابق و يا اسبق اين موسسه بود.

دوم: وي با اعلام اسامي 119 شرکت و تاجر ايراني به عنوان بدهکاران نظام بانکي با واکنش منفي مجلس مواجه شد، تقريبا تمام اسامي و اطلاعات مخدوش بود.

سوم: وي در سال در جمع خبرنگاران حاضر شد و به افشاي ضرر 21 ميليارد دلاري کشور در قرارداد صادرات گاز ايران به امارات معروف به «كرسنت»، ظرف 25 سال آينده، مسوولان و مقامات پيشين وزارت نفت را متهم کرد. به مدتي کوتاه مشخص شد که اساس محاسبات و داده ها و آمارهاي وي غلط است.

چهارم: رحيمي رييس ديوان محاسبات گفت که « ايرانيان در 15 سال اخير بيش از 200 ميليارد دلار ارز را از کشور به مقصد امارات خارج کرده اند.» وي گفت: "هم اكنون 5 هزار شركت ايرانى در امارات به ثبت رسيده است." رحيمي گفت: "امارات در بغل ايران ايجاد شده تا ثروت هاى كشورمان توسط افراد خائن به آنجا انتقال داده شود." او همچنين تعداد زياد پرواز هوايي به مقصد امارات و ايجاد امکانات و قوانين سهل الوصول را دليل خروج اين مقدار ارز از کشور دانست و گفت: "ظرف برنامه سوم توسعه در مجموع ۴۰ هزار و ۹۱۲ پرواز از ايران به مقصد امارات انجام شده است، اگر هزينه انجام شده توسط هر مسافر ايرانى به اين كشور را در برنامه سوم، حداقل ۱۵۰۰ دلار در نظر بگيريم، ميزان ارز خارج شده توسط مسافران مبلغ ۵ ميليارد و ۵۷۶ ميليون دلار مى باشد." البته رييس ديوان محاسبات کشور توضيح نداد که قريب به 195 ميليارد دلار ديگر چگونه و از جانب چه کساني به اين کشور منتقل شده است؟ اتاق بازرگاني و صنعت دوبي نيز اعلام کرد که تعداد شرکت هاي ايراني به ثبت رسيده در امارات تا پايان ماه سپتامبر 2005 بيش از 6500 شرکت بوده اند.

اگر بنا بود پيامبري بيايد

در ميان کساني که در سال گذشته تلاش کردند تا هاله اي قدسي دور احمدي نژاد ايجاد کنند، يکي از آنان محمد رضا رحيمي بود. وي زماني که گزارش سفر خودش را مي داد، گفت: "در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار مي‌کرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به برکت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌کردند و مي‌گفتند دکتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين کشورها حال و هواي ديگري حاکم بود." رحيمي در مقابل خود احمدي نژاد گفت: "در سال گذشته همايش اين ديوان با حضور دكتر حدادعادل برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود، به دكتر حدادعادل دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند." رحيمي به احمدي نژاد گفت: "ديوان محاسبات از تمام مديران كل، معاونان، مستشاران و دادياران كه در آن حضور دارند از پايين به بالا و از بالا به پايين معتقدند كه دولت شما يك دولت خدمتگذار است و بايد به آن كمك كرد."

محاسبات و مديران پاک

رحيمي در همايش مديران ديوان محاسبات گفت: "در دولت جديد با مديراني پاک دامن تخلفات کاهش مي يابد تاکيد کردکه در دو ماه گذشته بيش از 800 ميليارد ريال از دستگاههاي اجرايي گره گشايي شد و رقمي که بايد به خزانه باز گردانده مي شد، براي کارهاي عمراني در اختيارشان باقي ماند." رحيمي به احمدي نژاد گفت: "من سابقه ديرينه‌اي با شما دارم و قصد داريم با شما همكاري همه‌جانبه‌اي داشته باشيم. ديوان جايي است كه به هيچ دستگاهي نياز ندارد اما ما در كنار شما خواهيم بود." احمدي نژاد نيز در همان همايش رحيمي را فردي دلسوز، پيگير و خدمتگزار براي ساختن کشور معرفي کرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/02/26ساعت توسط احمد شیثی |

دکتر «محسن میردامادی» دبیرکل جبهه مشارکت در جمع اصلاح طلبان استان قزوین با انتقاد از سیاست های دولت در قبال آژانس انرژی اتمی و جامعه بین الملل گفت: متاسفانه مسیر هسته ای را به گونه ای طی کرده اند که در انتها هر اتفاقی که رخ دهد دولت و ملت را دچار مشکل خواهد کرد.

وی اظهار داشت: در حوزه سیاست همیشه توصیه شده که هیچ موضوعی را حیثیتی نکنیم چون در صورت تغییر شرایط و لزوم تغییر در خط مشی ها، طرفی که مساله را حیثیتی کرده و راهها را به روی خود بسته است دچار مشکل می شود و اگر احساس کند که شرایط به گونه ای تغییر کرده که باید تصمیمی متفاوت از دیروز بگیرد به دلیل حیثیتی کردن قضیه اولا تصمیم گیری برایش دشوار می شود و ثانیا برای هر تصمیم باید هزینه های سنگینی را بپردازد.

وی دو خط مشی را برای حل مساله هسته ای ایران محتمل دانست و گفت: راه اول این است که همچنان با بی توجهی به تهدیدها، قوانین و خواست جامعه بین الملل پیش برویم که این راه به برخورد نظامی با امریکا خواهد انجامید چنان که در ملاقات اخیر فرستاده ی هاشمی رفسنجانی با پادشاه عربستان، ملک عبدالله تاکید کرده بود « در صورت ادامه روند فعلی مساله هسته ای، امریکا قطعا به ایران حمله خواهد کرد» و همچنین تحلیلگران نیز آرایش نظامی امریکا را در منطقه آرایش حمله ارزیابی می کنند.

میردامادی راه دوم را مذاکره و مدارا با جامعه جهانی با تاکید بر حفظ منافع ملی کشور عنوان کرد و ادامه داد: اگر دولت چنین تصمیمی هم بگیرد به دلیل حیثیتی کردن قضیه هسته ای هزینه های زیادی را چه در داخل و چه در عرصه بین الملل متحمل خواهد شد.

دبیرکل جبهه مشارکت خط مشی مورد تایید اصلاح طلبان را در مساله هسته ای سیاستهای صلح جویانه دولت خاتمی دانست و تصریح کرد: در زمان خاتمی نگاه تیم دیپلماتیک ایران این گونه بود که طی مدت زمامداری جرج بوش یک دوران خطر را پیش رو داریم و باید با احتیاط و انواع بازی های سیاسی به هر نحو ممکن این دوره را با مسالمت پشت سر بگذاریم زیرا بوش و حامیانش با جدیت تمام در پی یافتن بهانه ای برای کشاندن پرونده هسته ای به شورای امنیت و برخورد نظامی با ایران هستند.

وی افزود: این در حالی است که تیم هسته ای دولت نهم معتقد بود اگر ایران را برای مساله ی هسته ای به شورای امنیت نکشانند، سر مساله ی دیگری مانند حقوق بشر یا تروریسم این کار را خواهند کرد که چون امکان ایجاد اتحاد در داخل کشور را فقط در مورد انرژی هسته ای مناسب می دیدند، فراموش کردند که جامعه ی جهانی هم در مورد مساله هسته ای آسان تر از تروریسم و حقوق بشر به اجماع می رسد و به همین دلیل راهی را در پیش گرفتند که در نهایت پرونده ایران به شورای امنیت رفت و در دو قطعنامه ی پیاپی طی دو ماه اجماع جهانی علیه ایران را موجب شد.

میردامادی افزود: اکنون شاهدیم که بعد از رفتن پرونده ایران به شورای امنیت هر روز موضوع تازه ای را به آن اضافه می کنند از جمله تحریم صادرات سلاح ایران و همچنین تحریم بانک سپه به دلیل بی اساس کمک به گروه های تروریستی که در قطعنامه دوم افزوده شده و پر واضح است که با گذشت زمان به تدریج بحث های دیگر را نیز به موضوع هسته ای اضافه خواهند کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود مخالفتها با ابقای قالیباف در شهرداری تهران را بخاطر انتخابات ریاست جمهوری آینده دانست و اذعان داشت: اصولگرایان از هم اکنون تمام امکانات خود را برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بسیج کرده اند اما به دلیل اختلافات فراوان احتمال رسیدن آنها به یک لیست واحد ناچیز است.

دبیرکل جبهه مشارکت انگیزه موضعگیری موتلفه و طرفداران دولت در مقابل قالیباف را نگرانی از حضور وی در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان یک رقیب برای نامزدهای اصولگرایان دانست و افزود: این نگرانی به اندازه ای جدی است که از طرف اصولگرایان به دوستان ما در شورا گفته شده "برای پست شهرداری تهران حاضریم در مورد هر کس دیگری بجز قالیباف مذاکره کنیم."

او ضمن اعلام تقویت صف بندی های جدید در اردوگاه اصولگرایان تصریح کرد: طرفداران دولت می دانند که در انتخابات ریاست جمهوری آینده، محمدباقر قالیباف رقیب اصلی احمدی نژاد در جناح راست خواهد بود و چون دولت نهم خود برآمده از شهرداری است، طرفداران دولت به شدت با ابقای شهردار کنونی تهران مخالف بوده و اصرار دارند تا به هر طریق ممکن قالیباف برکنار شود.

میردامادی همچنین مشکل اصلی اصلاح طلبان را نداشتن انسجام تشکیلاتی عنوان کرد و با توصیه به آسیب شناسی منصفانه و نقد خود گفت: اصلاح طلبان دو بار به دلیل نداشتن تشکیلات منسجم لطمه های جدی خوردند نخست بعد از رحلت امام بود که برای مدتی فرصت حضور در بسیاری عرصه ها را به حریف واگذار کردیم و یک افول جدی برای نیروهای خط امام پدید آمد و دوم زمان بعد از دولت اصلاحات بود که باز به دلیل فقدان تشکیلات جدی نتوانستیم دستاورد عظیم دوم خرداد را که به واقع یک "شبه انقلاب" بود، حفظ کنیم.

وی با دفاع از تحزب در کشور باقی ماندن قدرت در دست یک مجموعه را موجب فساد دانست و تاکید کرد: جمهوری اسلامی نظامی بر پایه ی رای مردم است و اصل نظام دموکراتیک احزاب قوی هستند که با چرخش قدرت مانع از بروز فساد می شوند ولی متاسفانه عقبه نظام دموکراتیک که همان احزاب قوی هستند در کشور ما شکل نگرفته اند و هرگاه احزاب خواسته اند به طور جدی وارد عرصه شوند، عده ای خاص با کارشکنی های گوناگون و بالا بردن هزینه ی کار تشکیلاتی مانع از تحقق این آرمان شده اند.

گفتنی است نشستهای هم اندیشی اصلاح طلبان استان قزوین هر ماه به طور منظم در منزل حجت الاسلام و المسلمین سید ناصر قوامی، نماینده مردم قزوین در مجلس ششم، برگزار می گردد.

+ نوشته شده در شنبه 1386/02/22ساعت توسط احمد شیثی |


 

پدر انيميشن ايران از دانشگاه تهران اخراج شد

 

 

سر يکي از کلاسهاي درس دانشکده هنر دانشگاه تهران، نورالدين زرين کلک، استاد مدعو دانشکده هنرهاي زيبا هنگام بررسي مجسمه فرشته بدون مويي که توسط يکي از دانشجويان دختر ساخته شده بود، به او گفت: "چرا اين فرشته مو ندارد؟" دانشجو، که سابقه درگيري با زرين کلک را از ترم گذشته داشت، گفت: "شايد نمي خواهد موهايش را ببينند." زرين کلک به طرف اين دختر دانشجو رفت، کمي از موهاي او را از زير چادرش بيرون کشيد و گفت: "فکر مي کردم تو کچلي، ولي نه، تو مو داري." به دنبال اين موضوع دختر چادري، هاجر سليمي نمين، که پدرش عباس سليمي نمين يکي از سران نيروهاي مذهبي تندرو محسوب مي شود، و خودش شاگرد اول امسال است، از دست استاد ناراحت شد. ترم قبل نيز استاد زرين کلک به او گفته بود: "سر کلاس من نيا" و وقتي او درس را گرفته بود، به او گفته بود: "کارهاي تو را براي امتحان تحويل نخواهم گرفت." متعاقب برخورد اخير استاد گرافيک با دانشجوي خود، نيروهاي بسيج دانشجويي که اين روزها آماده اند تا مانند رييس جمورشان محمود احمدي نژاد، يک انقلاب فرهنگي ديگر را در دانشگاهها راه بيندازند، دانشگاه را به هم ريختند. زاهدي وزير علوم، تحقيقات و فنآوري گفت: "استاد توهين کننده به حجاب اسلامي در دانشگاه تهران اخراج شده و حق هيچ گونه تدريسي ندارد." به همين دليل زرين کلک، پدر انيميشن ايران، رسما اخراج شد و همزمان، ديروز مراسم بزرگداشتي نيز براي وي برگزار شد.

به گفته ناظران، در پشت صحنه اين اتفاق گفتگوهاي نگران کننده اي در جريان است. نگراني از اين بابت که موضوع اخير مي تواند بهانه اي براي راه افتادن جو تصفيه استادان باشد که به دانشگاه ضربه خواهد زد. در ايران، چنين موضوعي مي تواند به يک حادثه سياسي تبديل شود. حادثه اي که چند سو دارد: استادي که نسبت به وضع خود در جمهوري اسلامي ناراضي است، دانشجوي با حجابي که در وضع استيصال قرار گرفته است، سياستمداراني که موضوعي اخلاقي و قضائي را وسيله تسويه حساب مي کنند و کساني که مجبورند براي دفاع از هنر و فرهنگ، واقعيت يک پرونده انساني را ناديده بگيرند.

بدون هيچ قضاوتي به معرفي دکتر زرين کلک مي پردازيم.

نورالدين زرين کلک کيست؟

نور الدين زرين كلك: طراح انيميشن. تصويرگر کتابهاي کودکان و نوجوانان، استاد دانشگاه تهران. متولد 1316. وي داراي دکتراي داروسازي از دانشگاه تهران به سال 1341 است. همچنين کارگرداني انيميشن را در زماني که سفرهاي پرماجراي تن تن و ميلو از بروکسل آغاز و در تمام جهان ادامه يافته بود، زير نظر انيماتور بزرگ، رائول سروه در آکادمي سلطنتي بلژيک در سال 1351 گذراند و در سال 1354 موفق به گذراندن دوره عالي فيلم عروسکي از "استوديو يري ترونکا" شد. وي سه سال با هاليوود زير نظر جان هالاس براي انيميشن سندباد که توسط يک موسسه فنلاندي ساخته مي شد، به عنوان مدير پروژه کار کرد. ديويد ارليش، يکي از بزرگان آسيفا در مورد وي گفته است: "نورالدين به لحاظ انساني صميمي ترين، صادق ترين و ايده آليست ترين انساني است که ديده ام."

قطاري که آنان را با هم برد

کتابهاي درسي شايد اولين جايي بود که تصويرگران کتاب در تاريخ ايران همديگر را آنجا مي يافتند. پرويز کلانتري، نقاش ايراني در مورد زرين کلک مي گويد: "قطار زندگي من با قطار زندگي نورالدين زرين کلک در ايستگاه کتابهاي درسي تلاقي کرد و از چهل و چند سال پيش تا امروز( 1385) سرنوشت ما به هم گره خورده است." آمدن فيروز شيروانلو که از فعالان مخالف حکومت در انگلستان و دوستان فرح پهلوي بود و تا پيش از آنکه آن يکي ملکه دربار شود و فرياد کشيدن براي رنجبران جهان را متوقف کند، اين يکي هم به اين نتيجه رسيده بود که بايد به جاي حرف هاي صد من يک غاز اپوزيسيوني خارج از کشور، به ايران برود و کاري بکند، باعث شد که فيروز شيروانلوي خوش سليقه و مدير نيز از انگليس بيايد و کار مديريت هنري کتابهاي درسي را برعهده بگيرد. بزودي در جريان ترور شاه، فيروز شيروانلو نيز همراه بسياري از اعضاي کنفدراسيون که در کشور فعال بودند، دستگير شد، اما معلوم شد که ديگر رابطه اي با ترور کنندگان ندارد و آزادش کردند. فيروز شيروانلو پس از آزادي به کار سابقش بازنگشت، بلکه بزرگترين موسسه کتاب کودکان را با نام کانون پروش فکري کودکان و نوجوانان بنياد گذاشت. شيروانلو گروهي از گرافيست هاي قديمي را که آن روزها جوان بودند و تمام ثروت گرافيستي کشور بشمار مي آمدند، از جمله زرين کلک را با خود به کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان برد.

پزشکي که هم انيماتور بود و هم نظامي

آن روزها زرين کلک جوان دکتر ارتش بود و انتقال يک افسر ارتش به دستگاه غير نظامي، کاري تقريبا ناممکن بود، اما شيروانلو که استعداد، انضباط و قابليت زرين کلک را در کار تصويرگري مي شناخت، برايش نقشه کشيده بود که از او يک استاد هنر انيميشن بسازد. لذا با سماجت انتقال او را از ارتش به کانون پي گرفت. ارتش هم از روي لجاجت حکم دکتر ستوان نورالدين زرين کلک را به دورترين نقطه كشور يعني خاش نوشت و به او ابلاغ کرد. اما سرانجام سماجت شيروانلو باعث شد که وي ترتيب انتقال او را به کانون بدهد و براي آموزش او را به دست قوي ترين استادان انيميشن آن روز جهان يعني رائول سروه در بلژيک بسپارد. زرين کلک جوان وقتش را تلف نکرد و آموختني ها را آموخت و وقتي به ايران بازگشت، ديگر همکارانش هنر انيميشن را به شيوه خودآموزي تجربه و فيلم هاي کوتاهي هم ساخته بودند.

زرين کلک و کورش و شاه نامه

زرين کلک از روزي که به ايران بازگشت در کنار توليد انيميشن به آموزش اين هنر به نسل هاي بعد پرداخت. وي مدتي در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان مدرسه اي تشکيل داد که هنرجويان مستعد را با ديپلم مي پذيرفتند. و پس از آن دانشکده انيميشن را در سطح فوق ليسانس بنا کرد که با شروع انقلاب نيمه کار ماند. اين نيمه ماندن فقط در مورد دانشکده فوق ليسانس نبود، بلکه کتابهاي "شاهنامه" نقاشي شده زرين کلک نيز که همه از انتشارات کشور بودند، پس از انقلاب خمير شدند. پس از انقلاب غربت زرين کلک در ميان مديران فرهنگي کشور، همچنان ادامه يافت و قدرت او در ميان جمع وسيع انيماتورها و کاريکاتوريست هاي کشور افزايش يافت.

فيلمهاي زرين کلک

« وظيفه اول» 1349، « زمين بازى بابوش» 1350، « فيليپو و قطارى از هنگ كنگ» 1351، « تداعى» 1352، « اتل متل» 1352، « راهى به همسايه» 1353، « دنياى ديوانه ديوانه ديوانه» 1354، « امير حمزه دلدار و گور دلگير» 1355، « چشم تنگ دنيادار» 1361، « ابر قدرت ها» 1365، « سند باد» 1987 تا 1991 (1366 تا 1370) نا تمام، « مسكو» 1999 (1378)، « هويت» 1999 (1378)، « پود» 1378، يک قسمت از فيلم فرش ايراني به نام « شازده کوچولو» به تهيه کنندگي ميرکريمي براي مرکز ملي فرش ايران و با شرکت 14 کارگردان ديگر.

كتاب و انتشارات

كاريكاتورهاي مختلف و تصوير سازى براى روزنامه ها و مجلات دهه 1330 تا 1340، كتاب هاى درسى ابتدائى (اول تا چهارم) 1340 تا 1348، « چهار راه تمدن ها (بخش ايران)» 1342، « افسانه سيمرغ» 1344، « اميرحمزه صاحب قران و مهتر نسيم عيار» 1346، « كلاغ ها» 1347، « زال و سيمرغ» 1351، « قصه گل قالى» 1352، « قصه كرم ابريشم» 1352، « نوروزها و بادبادكها» 1353، « كورش شاه» 1353، « وقتى كه من بچه بودم» 1353، « زال و رودابه» 1354، « افسانه هاى آسيائى» 1355، « اگر مى توانستم» 1361، « آ اول الفباست» 1365، « كارخانه همه كاره» 1368، « از آب ها» 1374

فعاليت هاي هنري داخلي و جهاني

عضو آسيفاى بين الملل از 1971 (1349)، عضو هيئت داوران فستيوال ها و جشنواره هاي ملي و بين المللي انيميشن و تصويرسازي از 1351، موسس و مدرس اولين مدرسه انيميشن ايران 1353، موسس و مدرس دانشكده انيميشن (دانشگاه فارابى) 1356، بنيانگزار انجمن فيلمسازي انيميشن« آسيفا» ايران: 1356، عضو هيئت مديره انجمن جهاني فيلمسازان انيميشن ((آسيفا)): 2000-1991، رئيس آسيفاى بين الملل از 2003 تا 2006، همکاري با محمدرضا شجريان در ساخت پروژه باغ هنر بم.

جوائز داخلي و بين المللي

لوح افتخار آى بى بى واى ايران براى كتاب افسانه سيمرغ (1348)، نشان بهترين كتاب سال يونسكوى ايران براى كتاب كلاغ ها (1349)، نشان بهترين كتاب سال يونسكوى بين الملل (توكيو/ژاپن) براى كتاب كلاغ ها (1970)، سيب طلائى بى ينال براتيسلاوا (چك تسلواكى) براى كتاب كلاغ ها ( 1971)، جايزه براى مدارس فستيوال بين المللى فيلم آنسى (فرانسه) براى فيلم وظيفه اول (1971)، جايزه كلوديت كپى فستيوال ملى فيلم بلژيك براى فيلم وظيفه اول (1971)، نشان بهترين كتاب سال « آى بى بى واى» (شوراي كتاب كودك ايران) براى كتاب وقتى كه من بچه بودم ( 1354)، ديپلم افتخار فستيوال بين المللى فيلم سان فرانسيسكو (آمريكا) براى فيلم تداعى(1975)، جايزه بهترين سناريو فستيوال سالونيكى (يونان) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه (1976)، لوح افتخار فستيوال بين المللى فيلم شيكاگو (آمريكا) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه(1976)، جايزه نقره فستيوال بين المللى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه (1976)، لوح سپاس فستيوال بين المللى فيلم قاهره (مصر) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه (1976)، جايزه بهترين سناريو فستيوال بين المللى اوبرهاوزن (آلمان) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه ( 1976)، ديپلم افتخار فستيوال بين المللى فيلم پاريس (فرانسه) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه ( 1976)، ديپلم افتخار فستيوال بين المللى فيلم جيفونى (ايتاليا) براى فيلم امير حمزه دلدار و گور دلگير(1978)، ديپلم افتخار هانس كريستين آندرسن براى تلاشهاي يک عمر، لوح تقدير نمايشگاه كتاب بولونيا (ايتاليا) براى كتاب آ اول الفباست ( 1987)، جايزه ويژه هيات داوران جشنواره تهران براى فيلم ابر قدرت ها (1368)، جايزه ويژه هيات داوران بى ينال بين المللى كتاب تهران براى كتاب ملا نصر الدين (1378)، جايزه موزه ايلوستراسيون توكيو (ژاپن) براى كتاب ملا نصر الدين( 2000)، عنوان جواهر قرن (بيستم) از فستيوال بين المللى فيلم آنسى (فرانسه) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه ( 2000)

کتاب هاي زير چاپ

« ملا نصرالدين»، « امير ارسلان»، « قصه هاى مثنوى»، « قضيه فيل و فنجان»، « در سازمان ملل»

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/16ساعت توسط احمد شیثی |

جبهه مشاركت به برخوردهاي اخير با دانشجويان، فرهنگيان و فعالان حقوق زنان اعتراض كرد
 

جبهه مشاركت ايران اسلامي با اعتراض و محكوم كردن برخورد با دانشجويان دانشگاه آمل و نيز احضار تعدادي از فعالان دانشجويي در تهران، همچنين احضار و بازداشت و اعمال فشار بر معلمان معترض و نيز تعدادي از فعالان حقوق زنان، خواستار ايجاد فضايي آرام و مسالمت‌آميز از سوي دولت براي شنيدن صداي مخالف و منتقد و افزايش ضريب همبستگي و اتحاد ملي با پذيرش تكثر صداهاي موجود در جامعه و تحمل نقدها و اعتراض‌ها از سوي دولت شد.
جبهه مشاركت در اطلاعيه‌‏ خود افزايش موج برخورد با فعالان اجتماعي، بازداشت دانشجويان، احضار و بازداشت تعدادي از فرهنگيان معترض و نيز فعالان حقوق زنان در روزها و هفته­هاي اخير را نشان از عزم دولت نهم و جريان حاكم براي خاموش كردن صداي اعتراض‌ها و انتقادها از وضعيت موجود ارزيابي كرده است.
اين اطلاعيه مي‌‏افزايد: اخبار نگران‌‏كننده و مواضع انتقادبرانگيز برخي از مسوولان امنيتي به‌‏ويژه وزير اطلاعات كه حركت‌ها و پويش‌هاي اجتماعي اعتراضي و انتقادي را با منتسب كردن به خارج از مرزها، در زمره تهديدهاي امنيتي نظام برمي‌شمارد، نشان مي‌دهد كه مسوولان و دست‌اندركاران دولت نهم آسان‌ترين راه را براي برخورد با مسائل اجتماعي و مطالبات اقشار جامعه يافته‌اند.
در ادامه اين اطلاعيه آمده است: دولت و جريان حاكم بايد توجه داشته باشد كه در شرايط پيچيده بين‌المللي و داخلي كه بخش مهمي از آن حاصل بي‌‏تدبيري‌ها و بي‌تجربگي‌هاي نودولتان در يك سال گذشته بوده است، بيش از هر زماني بردباري و بالا رفتن آستانه تحمل حكومت و دولت را در برابر اعتراضات اجتماعي و سياسي طلب مي‌كند. برخورد سركوب‌گرانه و ارتباط دادن هر فعل و عمل دگرانديشان و كنشگران اجتماعي سياسي به بيگانگان، جز حذف صورت‌‏مسأله، پيچيده‌تر كردن شرايط و ايجاد طمع در بيگانگان حاصلي به بار نخواهد داشت.
جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه اطلاعيه خود آورده است: كارگزاران دولت نهم چه در بخش‌‏هاي امنيتي و چه در بخش‌‏هاي اجرايي بايد نظام جمهوري اسلامي را مستحكم‌تر از آن بدانند كه با هر تحرك اجتماعي زنگ براندازي را براي نظام به صدا درآورد و نگران و خشمگين منتقدين را با انگ براندازي و جاسوسي سركوب نمايند.
در ادامه اين اطلاعيه با اشاره به نامگذاري سال 86 به نام «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» آمده است: در سالي كه به درستي سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نام گرفته است، شرايط اقتضا مي‌كند كه بردباري دولتمردان در برابر منتقدان و اتخاذ روش‌هاي جذبي به جاي روش‌‏هاي سركوب و بازداشت و زندان، افزايش يابد

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/02/04ساعت توسط احمد شیثی |


تصميمات احمدي نژاد شهري را به آشوب کشيد

 

 

محمود احمدي نژاد هر بار که درباره مسائل خارجي سخن مي گويد، بحراني بر بحران هاي موجود کشور مي افزايد. اين بار اما سخنان و تصميمات وي، بحراني داخلي آفريده و مردمان شهر کوچکي در استان فارس را به خيابان ها کشانيده است.

داستان از اين قرار است که وي در جريان سفر به آباده "به صورت ناگهاني و بنا بر درخواست برخي از حاضران، روستاي خسرو و شيرين را كه مدتي است مالكيت آن مورد اختلاف بين آباده و اقليد است، به آباده واگذار كرد". به همين سادگي.

به دنبال اين ماجرا ديروز"شماري از مردم شهرستان اقليد در اعتراض به جدا كردن روستاي خسرو و شيرين از اين شهرستان و الحالق آن به شهرستان آباده از توابع استان فارس به تجمع اعتراض آميز پرداختند".

به گزارش ايلنا از شيراز" اين تظاهرات چند روزي در آرامي" ادامه داشت تا اينکه ديروز"پس از برخوردهاي پراكنده‌‏اي كه ميان نيروي انتظامي و معترضان صورت گرفت، نيروي انتظامي با استفاده از گاز اشك‌‏آور به متفرق كردن معترضان اقدام كرد. در پي اين درگيري‌‏ها،معترضان به سوي بعضي اماكن دولتي حركت كردند و خساراتي به پنج شعبه بانكي در سطح شهر اقليد و همچنين اداره تامين اجتماعي اين شهر وارد"آوردند.

در اين تجمع اعتراضي که به گزارش خبرگزاري هاي رسمي کشور" صدها تن از اهالي شهرستان اقليد شركت داشتند" برخي" از معترضان با آتش زدن حلقه‌‏هاي لاستيك در بلوار مطهري- كه فرمانداري شهرستان اقليد در آن قرار دارد- اعتراض خود را به الحاق روستاي خسرو و شيرين به شهرستان آباده ابراز كردند." البته خبرگزاري هاي رسمي سخني از شعارهاي داده شده به ميان نياورده و در اين زمينه سکوت اختيار کرده اند.

آقاي احمدي نژاد بعد از سفر به استان گيلان نيز داستان آفريد؛ جدا از آنکه مامورين امنيتي وي شهر را قرق کردند و با بستن جاده ها، زندگي مردمان اين استان را مختل کردند،او در يکي از سخنراني هايش در "جمع نخبگان" اين استان گفت:" برخلاف ديدگاه بعضي افراد، من معتقدم زنان گيلاني با حفظ عفاف خود در عرصه‌هاي مختلف کشاورزي حضور داشته‌اند."

اين اظهارات نيز با اعتراض شديد مردم روبه روشد تا جايي که علي صادق‌زاده نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي ضمن سخناني اعتراضي گفت:" ساير مواضع ايشان نيز همين گونه است."

و به واقع که اگر چنين نبود، تنها با يک سئوال و يک دست بلند کردن نام شهري عوض نمي شد: "محمود احمدي‌نژاد در جمع مردم گاوبندي استان هرمزگان هنگامي كه امام جمعه و فرماندار اين شهر پيشنهاد كردند كه نام اين شهرستان را به پارسيان تغيير بدهد، نظر مردم حاضر را جويا شد و پس از مشاهده استقبال افراد حاضر در سخنراني خود گفت: از اين به بعد نام گاوبندي به نام پارسيان تغيير كرد." باز هم به همين سادگي.

البته صداي اين تصميم بعدا در مي آيد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/02/04ساعت توسط احمد شیثی |


دانشگاه شیراز به تشنج کشیده شد

آغاز ماجرا

بر اساس گزارش شاهدان عینی، دانشجويان اعتراض خود رااز آنجا آغاز کردند كه مديريت دانشگاه به نصب آيين‌‏نامه و مقررات جدید در تابلوهاي خوابگاه پسرانه شهيد مفتح دانشگاه شيراز اقدام کرد. بر اساس این آیین نامه محدودیت های جديدي برای نوع پوشش و رفت و آمد دانشجویان در نظر گرفته شده بود.از جمله اين محدوديت‌‏ها براي دانشجويان پسر، می توان به محدوديت در پوشش و عدم استفاده از شلوارك و ركابي به عنوان لباس راحتی در راهروها و محوطه خوابگاه و همچنین ممنوعیت ورود و خروج به خوابگاه از ساعت 23 الي 5 صبح، اشاره کرد.همچنین بر اساس مقررات جدید، ورود ميهمانان و همراهان دانشجويان به خوابگاه ممنوع شده و نگهبانان حق دارند، بدون اجازه و به طور سرزده به اتاق‌‏های دانشجویان وارد شوند.

پس از نصب اين آيين‌‏نامه در خوابگاه پسرانه شهيد مفتح دانشگاه شيراز، دانشجویان اعتراضات خود را از ساعت 20 شب با شكستن تابلوهاي نصب شده آغاز کردند. تجمع دانشجويان از ساعت 30/22 در محوطه خوابگاه وارد مرحله جدیتری شد و رفته رفتهبر تعداد معترضین افزوده شد. دانشجويان که بعد از مدتی تعدادشان به 2 هزار نفر رسیده بود، بعد از نيم ساعت در حالي كه شعارهای "دانشجو مي‌‏ميرد، ذلت نمي‌‏پذيرد" ، "مدعي عدالت،خجالت خجالت"، "اينجا پادگان نيست" ، "صادقي، صادقي، استعفا، استعفا" سر می دادند به محوطه پرديس ارم رسيدند و با حلقه زدن به دور ميدان پشت در ورودي دانشگاه، نزدیک سه ساعت تجمع كردند.

در ساعت 30/1 بامداد دوشنبه دكتر صادقي رئیس دانشگاه وارد محوطه كوي دانشگاه شيراز شد اما دانشجويان با شعارهاي پي در پي و خواندن سرود، اجازه سخنراني را به وي ندادند و پس از حدود نیم ساعت به خوابگاهها بازگشتند.

تجمع دوم: خواسته ها

دانشجویان دانشگاه شیراز تجمع خود را از ساعت 10 صبح روز گذشته از سر گرفتند. دانشجويان معترض با سر دادن شعارهاي قبلی خواستار برکناری محمد صادقی از ریاست دانشگاه شدند.

اين دانشجويان خواسته‌‏هاي خود را در 11 بند تنظیم کردند که خبرگزاری ایلنا این 11 مورد را به شرح زیر گزارش داده است:

1- استعفاي مسوولان دانشگاه به دليل عدم كفايت و ناامن كردن محيط دانشگاه
2- لغو كليه محدوديت‌‏هاي اعمال‌‏شده به دانشجويان اعم از دختر و پسر از جمله حساسيت‌‏هاي بي‌‏جا نسبت به پوشش خواهران، حفظ و احترام به حريم شخصي دانشجويان
3- بهبود وضعيت نابسامان و نامطلوب خوابگاه‌‏هاي دانشگاه
4- بهبود امكانات رفاهي در خوابگاه‌‏هاي دانشجويي پسران و دختران
5- بهبود كيفيت و اصلاح وضعيت نابسامان سلف سرويس
6- جلوگيري از تك‌‏صدايي شدن دانشگاه و آزادسازي كليه فعاليت‌‏هاي فرهنگي، صنفي، اجتماعي و سياسي
7- بهبود وضعيت نابسامان علمي دانشگاه و افزايش امكانات پژوهشي
8- تعويض ناوگان فرسوده حمل و نقل و بهبود وضعيت سرويس‌‏دهي و افزايش ساعات كار سرويس‌‏ها
9- 24 ساعته شدن كتابخانه‌‏هاي دانشگاه و امكانات‌‏سازي متناسب با تعداد دانشجويان
10- اصلاح نحوه برخورد دستگاه‌‏هاي نظارتي اعم از حراست، كميته انضباطي و انتظامات
11- ايجاد فضاي امن و آرام با جلوگيري از حضور بي‌‏نمود مسوولان حراست و انتظامات و حفظ حريم خوابگاه خواهران.

دانشجویان در تجمع دوم همچنان به تکرار شعار و سرود پرداختند و خواسته های خود را اعلام کردند تا اینکه برای بار دوم رئیس دانشگاه در جمع دانشجویان حاضر شد

به گزارش خبرنگار ايلنا از شيراز،«محمد صادقي» ، رئيس دانشگاه شيراز، در پاسخ به خواسته‌‏هاي دانشجويان اظهار داشت: "استعفا براي من شيرين است، اما ممكن است استعفاي من قبول نشود. قصد دارم جلسات متعددي با شما برگزار كنم و اولويت‌‏هاي مشكلاتتان را با نظرسنجي از بين خودتان تعيين كنم." اما اين سخنان صادقي باعث شد تا دانشجويان شعار "نظرسنجي گزينشي" را سر دهند.

رييس دانشگاه شيراز در ادامه در مورد لغو كليه محدوديت‌‏هاي اعمال شده و حساسيت‌‏هاي نابجا نسبت به پوشش دختران دانشجو كه يكي از درخواست‌‏هاي دانشجويان دانشگاه شيراز بود، گفت: "محدوديت‌‏ها در اختيار ما نيست و ما با محدوديت‌‏هاي خارج از چارچوب قانون مخالفيم و سعي داريم تنها قانون را رعايت كنيم." اين بخش از صحبت‌‏هاي رييس دانشگاه نيز با شعار "سفسطه سفسطه" از سوي دانشجويان پاسخ داده شد.

صادقي در ادامه سخنان خود در مورد ورود مأموران حراست دانشگاه به حريم دانشجويان، گفت: "هيچ شخصي حق دخالت در حريم شخصي دانشجوها را ندارد." وی، ورود مأموران حراست به خوابگاه‌‏هاي دانشجويي به طور سرزده را كار خطرناكي دانست و افزود: "اين موضوع از ديد من اشكال دارد." اما دانشجويان در اين لحظه شعار "دروغه دروغه" را سر دادند.

رييس دانشگاه شيراز در ادامه در مورد بهبود وضعيت رفاهي اين دانشگاه، گفت: "ما نسبت به وضعيت نامطلوب خوابگاه حساس هستيم و قصد داريم در آينده اولويت‌‏هاي شما را دسته‌‏بندي كنيم." دانشجويان مجدداً شعار استعفا، استعفا، را سر دادند و خواستار استعفاي رييس دانشگاه شدند." در اين هنگام يكي از دانشجويان گفت: "شما براي برگزاري جشن ثقلين كه يكي از جشن‌‏هاي مذهبي است، 300 ميليون تومان خرج كرديد، اين در حالي است كه وضعيت رفاهي و سيستم سرمايش دانشجويان تنها با 250 ميليون تومان قابل حل است." صحبت اين دانشجو با حمايت دانشجويان حاضر در تجمع همراه شد.

رييس دانشگاه شيراز در ادامه در خصوص وضعيت سلف‌‏سرويس اين دانشگاه، اظهار داشت: "بسياري از مشكلات شما را قبول دارم، سال گذشته و امسال برنامه‌‏هايي را به طور جدي پيگيري كرديم و قصد داريم در آينده با هماهنگي ارگان‌‏هاي مربوطه، مواد اوليه غذاها را تغيير دهيم."

دانشجويان متحصن در ادامه آزادسازي فضاي دانشگاه و جلوگيري از تك‌‏صدايي دانشگاه را خواستار شدند.

صادقي خاطرنشان كرد: "محيط دانشگاه بايد محيط تضارب آرا باشد و ديدگاه دانشجويان در يك تعامل علمي و بدون فرقه‌‏گرايي مورد توجه قرار گيرد و همه فعاليت‌‏ها بايد در چارچوب قانون اجرا شود." اين بخش از سخنان صادقي با شعار "انجمن اسلامي، انجمن اسلامي" همراه شد.

يكي از دانشجويان متحصن گفت: "مديريت دانشگاه شيراز شش ماه پيش انجمني تحت عنوان انجمن اسلامي دانشگاه شيراز راه‌‏اندازي كرده و از انجمن اسلامي اصلي دانشگاه شيراز خواسته است تا نام خود را تغيير دهد و تا زماني كه نام اين نهاد تغيير نكند، انجمن اجازه فعاليت ندارد."

در ادامه اين تحصن، يكي از دانشجويان خطاب به رييس دانشگاه شيراز، گفت: "شما حتي اجازه نمي‌‏دهيد انجمن اسلامي فعاليت كند، با اين وجود بايد هم منتظر چنين برخوردي باشيم." وي با بيان اينكه اعتراض به جداسازي سرويس‌‏هاي حمل‌‏ونقل دختران و پسران يكي ديگر از درخواست‌‏هاي دانشجويان است، گفت: "دختران در گذشته امنيت نداشتند."

در پايان اين تحصن، دانشجويان اعلام كردند كه اگر به خواسته‌‏هاي صنفي آنها پاسخي داده نشود، همچنان به اعتراض خود ادامه خواهند داد.

پیشینه طرح

وضع مقررات جدید در دانشگاه شیراز بر اساس مرام‌‏نامه اخلاقي دانشجويان انجام گرفته که براي اولين بار در 15 بهمن سال 84 توسط دانشگاه تهران تدوين شد و الگوهای اخلاقي، رفتاري و پوششي را در بر می گیرد. اگر چه این طرح در دانشگاه تهران عملی نشد اما از سال گذشته مسئولان دانشگاههای دیگری از جمله سهند تبریز، علامه طباطبايي، هنر، صنعتي شاهرود، شيراز، شهركرد، تربيت معلم تهران و مازندران با الگوبرداری از دانشگاه تهران، به صورت جدی به اعمال مقررات محدود کننده پرداختند.

اجرای این طرح از طرف دانشگاهها به حراست دانشگاه ها محول شده است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/02/04ساعت توسط احمد شیثی |